|
نگاه کن من چه بی پروا... چه بی پروا به مرز قصه های کهنه می تازم نگاه کن من با چه سرسختی تو این سرما برای عشق یه فصل تازه می سازم یه فصل پاک...یه فصل امن و بی وحشت...برای تو که یک گلبرگ زود رنجی یه فصل راحت زیر پوست من برای تو که باارزش ترین گنجی نگاه کن من به عشق تو چه لیلا وار تن یخ کرده ی پرواز و می بوسم بیا گرم کن من و با سرخی رگهات من اون رگهای پر آواز و می بوسم تو رو می بوسم ای پاکیزه ی عریان تو رو پاکیزه مثل مخمل قران... طلوع کن من حرارت از تو می گیرم...ظهور کن من شهامت از تو می گیرم بیا...هیچکس مثل من و تو عاشق نیست مثل ما عاشق و همسایه و همدم بیا از شیشه ی سخت و بلند عشق مثل ارابه ی نور رد بشیم با هم نگاه کن من چه شبنم وار... چه شبنم وار به استقبال دستای خزون میرم حراسم نیست از این سرمای ویرانگر
برای تو من عاشقانه می میرم + نوشته شده در 12:13 توسط بی تقصیر |
تو نيستي هفسينم چيدن نداره ميگن عيده ولي ديدن نداره ببين قلبم شكست اما نترسي ترقه بازي ترسيدن نداره يكي خواستش دلو چيزي نگفتم دل خالي كه دزديدن نداره تو اين ديوونه رو باز امتحان كن ولي عاشق كه سنجيدن نداره ميگي شايد كه خوابم رو ببيني چشاي خيس كه خوابيدن نداره ميگم چشم تو باشه قبله ي من؟ ميگي چش كه پرستيدن نداره هواي چشمم امشب ابر ابره وليكن ناي باريدن نداره نگات كاش چشمه بود و مال من بود حالا درياست و نوشيدن نداره ازت خواستم بپرسم اما ديدم جواب نه كه پرسيدن نداره چه لبخندي زدي به گريه ي من عزيزم گريه خنديدن نداره نتيجه اينكه ما بايد جداشيم حقيقت تلخه،رنجيدن نداره + نوشته شده در 11:23 توسط بی تقصیر |
دارم میرم نگو نرو هوا٫هوای رفتنه هر چی بوده تموم شده چاره ی ما گذشتنه دارم میرم تا سرنوشت ما رو به بازی نگیره خوب میدونم این عاشقی از یاد هردومون میره دارم میرم نگو نرو دارم میرم نگو بمون وقت خداحافظیه قصه ی عاشقی نخون تورو خدا گریه نکن غصه ی رفتنو نخور تو هم دلو ازم ببر یادم میاد روزی رو که ما دو تا دل داده بودیم اما حالا میخندم و میگم چقد ساده بودیم یادم میاد روزی رو که پر میکشیدیم واسه هم اما حالا نشسته جاش یه عالمه غصه و غم شاید دیگه نبینمت شاید نگاه اخره چشمای بی گناه تو اتیش به جونم میزنه سادگی اشتباه ما گناه ما دلبستنه جدایی سرنوشت تو تنهایی تقدیر منه
:-<:-<برام دعا کنین:-<:-<
+ نوشته شده در 14:27 توسط بی تقصیر |
دویدیم و دویدیم هیچ جا رامون ندادن گفتن که توی جاده دونده ها زیادن دویدیم و دویدیم فایده نداشت دویدن به همه چی رسیدیم به جز خود رسیدن دویدیم و دویدیم تو کوچه های بن بست می رفتیم و می گفتن خسته نشید بازم هست دویدیم و دویدیم جاده ها بسته بودن پلای تو راهمون همه شکسته بودن دویدیم و دویدیم رفتیم تو خط عادت کم کم به هم می کردن دونده ها حسادت دویدیم و دویدیم راها خاکستری شد حرفای عاشقونه کمرنگ و سرسری شد دویدیم و دویدیم اسفندی دود نکردن گفتن فقط زیر لب،کاش دیگه برنگردن دویدیم و دویدیم خوردیم به سنگ و صخره طاقتمون تموم شد تا دریا قطره قطره دویدیم و دویدیم سیبا رسیده بودن سه فصل ازگار بود همه دویده بودن دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار اون ور دیوارم باز خوردیم به فصل تکرار دویدیم و دویدیم ، قصه ی زندگی بود که واسه اون دویدن فقط دیوونگی بود + نوشته شده در 14:14 توسط بی تقصیر |
سخته يكي بهت بگه ستاره شو بچينمت يكم كه بگذره بگه ، ديگه نيا ببينمت
+ نوشته شده در 16:4 توسط بی تقصیر |
به سراغ تو شبی می ایم با دلی خسته ز درد با غم و غصه زیاد میدهم دل به دل قصه ی تو قصه ی غصه ی تنهایی تو میکشم بار غمای تو به دوش خسته از دوری و تنهایی تو به سراغ تو شبی می ایم با نسیمی اروم پر از عطر بهار مثل شبنم که نشیند بر گل چو حبابی که نشیند بر اب مثل بارون روی گلبرگ درخت همچو دیدار تو با من در خواب به سراغ تو شبی می ایم... + نوشته شده در 14:33 توسط بی تقصیر |
واسه كسي كه دفتر قشنگش پر از ترانه هاي عاشقونس واسه كسي كه براي جدايي يه مدته دنبال يه بهونس واسه كسي كه نه مياد،نه ميره بازم ميگه مقصرم زمونس ميشه نوشت تو انقدر خوبي كه دوست دارم فقط يه جور نمونس
+ نوشته شده در 22:35 توسط بی تقصیر |
و خداوند تو را افريد تا من تنها نباشم. تو را افريد در روزگاراني كه من نبودم. تا باشم. تا بتوانم. تا بهانه اي باشي براي زندگاني ام. تا بتوانم دوستت داشته باشم. خداوند تورا افريد تا بعد او تو را پرستم. تا بعد خالق يگانه قبله ام باشي. و سوي تو نماز عشق گذارم. تو را افريد تا به من درس محبت و عشق بياموزي. تو را افريد تا تك تك ذراتم به ستايشت برخيزند. و من... و اما من... چگونه گويم دوستت دارم. چگونه احساسم را كه از ذره ذره ي وجودم نشات ميگيرد در كلامي كوتاه برايت وصف كنم. اي تنها بهانه ي زندگي ام. اي پروردگار عشق در بت كده ي قلبم. دوستت دارم به اندازه ي تمام ارزو هاي سبز. به اندازه ي تمام رويا هاي خيس. و به اندازه ي بي نهايت هاي بي نهايت... دوستت دارم. دل نوشته ای از یه بی تقصیر فائزه + نوشته شده در 16:55 توسط بی تقصیر |
روز اول اشناييمون رو تنه ي درخت بيد يار بي وفاي من عكس دوتا دلو كشيد
+ نوشته شده در 20:11 توسط بی تقصیر |
من به امار زمين مشكوكم: اگر اين سطح پر از ادم هاست پس چرااين همه دلها تنها ست!!!!!!!!! + نوشته شده در 19:51 توسط بی تقصیر |
ادما از ادما زود سیر میشن ادما از عشق هم دلگیر میشن ادما رو عشقشون پا میزارن ادما ادمو تنها میزارن من و دیگه نمی خوای خوب میدونم تو کتاب دلت اینو میخونم یادت اون عشق رسوا یادته اون همه دیوونگی ها یادته تو میگفتی که گناه مقدسه اول و اخر هر عشق هوسه ادما اخ ادمای روزگار چی میمونه از شماها یادگار دیگه از بگو مگو خسته شدم من از اون قلب دو رو خسته شدم نمی خوای بمونی توی این خونه چشم تو دنبال چشمای اونه همه ی حرفای تو یک بهونست اون جهنمی که میگن این خونست + نوشته شده در 17:0 توسط بی تقصیر |
تنهایی ، پاکترین و باوفاترین یاریست که من د ارم چ + نوشته شده در 13:35 توسط بی تقصیر |
تقدیم به همه ی انهایی که احساس تنهایی میکنند. + نوشته شده در 14:2 توسط بی تقصیر |
تویی هر چی که از زندگی می خوام
ای نگاهت رونق فردای من ای کلامت بهترین اثبات عشق با تو ماندن،ارزو،رویای من در تو معنی میشود دنیای من ای شکوه خنده ات مهتاب ناب ای وجود پاسخ صدها سوال ای حضور بی مثال با قدم هایت تبسم میشوم باز در نیلوفر چشمان تو اب نه ارام نه گم میشوم. + نوشته شده در 17:24 توسط بی تقصیر |
زندگی زندگی ارام است،مثل ارامش یک خواب بلند زندگی شیرین است،مثل شیرینی یک روز قشنگ زندگی رویایی است،مثل رویای یک کودک ناز زندگی زیبایی است،مثل زیبایی یک غنچه ی باز زندگی تک تک این ساعت هاست زندگی چرخش این عقربه هاست زندگی راز دل مادر من،زندگی پینه ی دست پدر است زندگی مثل زمان در گذر................... + نوشته شده در 15:10 توسط بی تقصیر |
هیچکس نمی تونه به قلبش یاد بده که نشکنه، ولی حداقل میتونیم به دلمون یاد بدیم که وقتی شکست با لبه های تیزش دست اونی که شکسته رو نبره. + نوشته شده در 15:2 توسط بی تقصیر |
زمان طولانی میشه واسه اونایی که غصه دارن. کوتاه میشه واسه اونایی که شادن. دیر میگذره برای اونایی که منتظرن. زود میگذره برای اونایی که عجله دارن. اما......اما ابدی میشه برای کسانی که عاشقن. + نوشته شده در 14:59 توسط بی تقصیر |
همیشه به یاد داشته باش تا به فراموشی بسپاری انچه را که اندوهگینت میسازد . اما هرگز فراموش مکن به یادداشته باش انچه را که شادمانت میسازد!!!!!!!!!!!!!! + نوشته شده در 14:38 توسط بی تقصیر |
ما که رفتیم ما که رفتیم تو بمون با هر کی که دوسش داری با اونی که پنهونی سر روی شونش میذاری ما که رفتیم حالا تو میمونی و عشق جدید می دونم چند روز دیگه میشنوم جدا شدید ما که رفتیم تو بشین زیر نگاه عاشقش ارزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش ما که رفتیم تو بمون با اون که از راه اومده اون که با اومدنش خنجر به قلب من زده ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی لا اقل می اومدی پیشم،واسه خدافظی + نوشته شده در 14:28 توسط بی تقصیر |
|
| |||||