|
و خداوند تو را افريد تا من تنها نباشم. تو را افريد در روزگاراني كه من نبودم. تا باشم. تا بتوانم. تا بهانه اي باشي براي زندگاني ام. تا بتوانم دوستت داشته باشم. خداوند تورا افريد تا بعد او تو را پرستم. تا بعد خالق يگانه قبله ام باشي. و سوي تو نماز عشق گذارم. تو را افريد تا به من درس محبت و عشق بياموزي. تو را افريد تا تك تك ذراتم به ستايشت برخيزند. و من... و اما من... چگونه گويم دوستت دارم. چگونه احساسم را كه از ذره ذره ي وجودم نشات ميگيرد در كلامي كوتاه برايت وصف كنم. اي تنها بهانه ي زندگي ام. اي پروردگار عشق در بت كده ي قلبم. دوستت دارم به اندازه ي تمام ارزو هاي سبز. به اندازه ي تمام رويا هاي خيس. و به اندازه ي بي نهايت هاي بي نهايت... دوستت دارم. دل نوشته ای از یه بی تقصیر فائزه + نوشته شده در 16:55 توسط بی تقصیر |
|
| |||||