|
دویدیم و دویدیم هیچ جا رامون ندادن گفتن که توی جاده دونده ها زیادن دویدیم و دویدیم فایده نداشت دویدن به همه چی رسیدیم به جز خود رسیدن دویدیم و دویدیم تو کوچه های بن بست می رفتیم و می گفتن خسته نشید بازم هست دویدیم و دویدیم جاده ها بسته بودن پلای تو راهمون همه شکسته بودن دویدیم و دویدیم رفتیم تو خط عادت کم کم به هم می کردن دونده ها حسادت دویدیم و دویدیم راها خاکستری شد حرفای عاشقونه کمرنگ و سرسری شد دویدیم و دویدیم اسفندی دود نکردن گفتن فقط زیر لب،کاش دیگه برنگردن دویدیم و دویدیم خوردیم به سنگ و صخره طاقتمون تموم شد تا دریا قطره قطره دویدیم و دویدیم سیبا رسیده بودن سه فصل ازگار بود همه دویده بودن دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار اون ور دیوارم باز خوردیم به فصل تکرار دویدیم و دویدیم ، قصه ی زندگی بود که واسه اون دویدن فقط دیوونگی بود + نوشته شده در 14:14 توسط بی تقصیر |
|
| |||||